مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

43

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

فإنّهم لن يُروك إلّاما تحبّ ، « 1 » ولن يصل إليك منهم مكروه « 1 » ؟ فقال الحسين : « 1 » أنت أخو أخيك ، أتريد أن يطلبك بنو هاشم بأكثر من دم مسلم بن عقيل « 1 » ؛ لا واللَّه لا أعطيهم « 2 » بيدي إعطاء الذّليل ، ولا « 3 » أقرُّ إقرار « 3 » العبيد « 4 » . عباد اللَّه ، « إنِّي عُذْتُ بربِّي وربِّكُم أن ترجُمون ، أعوذ « 5 » برَبِّي ورَبِّكُم مِن كُلِّ متكبِّرٍ لا يؤمنُ بيومِ الحساب » « 6 » ؛ قال : ثمّ إنّه أناخ راحلته ، وأمر عقبة بن سِمعان فعقلها ، وأقبلوا يزحفون نحوه . « 1 » الطّبريّ ، التّاريخ ، 5 / 423 - 426 / عنه : القمّي ، نفس المهموم ، / 239 - 242 « 7 »

--> ( 1 - 1 ) [ لم يرد في نفس المهموم ] . ( 2 ) - [ نفس المهموم : أعطيكم ] . ( 3 ) ( 3 ) [ نفس المهموم : أفرّ فرار ] . ( 4 ) - [ زاد في نفس المهموم : ثمّ نادى : يا ] . ( 5 ) - [ نفس المهموم : إنِّي أعيذ ] . ( 6 ) - سورة غافر ، آية 27 . ( 7 ) - ضحاك مشرقى گويد : وقتي به طرف ما آمدند وآتش را ديدند كه از هيزم ونى شعله‌ور بود ، كه آتش افروخته بوديم تا وقتي آمدند از پشت سر به ما حمله نكنند ، يكى از آن‌ها كه سلاح تمام داشت ، بر اسبى به تاخت آمد وبا ما سخن نكرد تا بر خيمه‌ها گذشت وجز هيزم مشتعل چيزى نديد وبازگشت وبه صداى بلند بانگ زد كه : « اى حسين ! در اين دنيا پيش از روز رستاخيز آتش را به شتاب خواستى ؟ » حسين گفت : « اين كيست ؟ گويى شمر بن ذي الجوشن است . » گفتند : « آرى ، خدايت قرين صلاح بدارد ! خودش است . » گفت : « اى پسر زن بز چران ! تو در خور آتشى كه در آن بسوزى . » مسلم بن عوسجة گفت : « اى پسر پيمبر خدا ! فدايت شوم . تيرى به أو بيندازم كه در تيررس من است وتيرم خطا نمىكند ، اين فاسق از جباران بزرگ است . » حسين گفت : « تيرش نزن كه نمىخواهم من آغاز كرده باشم . » گويد : حسين اسبى همراه داشت به نام لاحق كه علىبن حسين را بر آن نشانده بود . گويد : وقتي جماعت نزديك وى رسيدند ، مركب خويش را خواست وبرنشست وبا صداى بلند كه بيش‌تر كسان مىشنيدند ، گفت : « اى مردم ! سخن مرا بشنويد ودر كار من شتاب مكنيد تا دربارهء حقي كه بر من داريد ، سخن آرم وبگويم كه به چه سبب سوى شما آمده أم . اگر گفتار مرا پذيرفتيد وسخنم را باور كرديد وانصاف داديد ، نيكروز مىشويد كه بر ضد من دستاويزى نداريد واگر نپذيرفتيد وانصاف نداديد ، -